تبلیغات
آپلود عکس دامپزشکان ورودی87 دانشگاه زابل ورودی87:به قدرت پرواز بال هایمان ایمان داریم. همیشه با هم و در اوج دامپزشکان ورودی87 دانشگاه زابل

 

من بامداد نخستین و آخرینم

من بامداد نخستین و آخرینم



ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 2 دی 1389 توسط نسرین پناهی | نظرات ()

the big fish in the lake is big because it doesn"t get himself caught for small baits.{mahiye bozorg b in khater bozorg ast k asire tome haye kuchak nemishavad}



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 2 دی 1389 توسط نسرین پناهی | نظرات ()
سه هنرمند دوست داشتنی

بهترین فیلم های ۲۰۱۰ یکجا! بهترین فیلم های ۲۰۱۰ یکجا!
فیلمهای جدید آرنولد سیلوستر استالونه
آنجلینا جولی جت لی  بروس ویلیس و...!
آموزش تعمیرات لپ تاپ
مجموعه کامل آموزش تصویری
تعمیرات تخصصی لپ تاپ | خرید پستی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
حمید مصدق

 

اشعار حمید مصدق - و چیزها اندر این نامه بیابد

اشعار حمید مصدق - درآمد

اشعار حمید مصدق - ۱

اشعار حمید مصدق - ۲

اشعار حمید مصدق - ۳

 

حمید مصدق

حمید مصدق در سال 1318 در شهرضا از شهرهای پیرامون اصفهان به دنیا آمد آموزشهای دبستانی و دبیرستانی را در شهرضا و اصفهان به پایان برد در سال 1338 به تهران آمد و رشته بازرگانی موسسه علوم اداری و بازرگانی را پایان رسانید از دانشکده حقوق تهران لیسانس خود را گرفت تا سال 1348 در موسسه تحقیقات اقتصادی به عنوان محقق کار میکرد
از سال 1350 به عضویت هیات علمی دانشگاه درآمد و از سال 1357 به کار وکالت روی آورد
در سال 1354 سفری به انگلستان داشت
در 1351 ازدواج کرد و دو فرزند به نامهای ترانه و غزل دارد


 

   

دفترهای  شعر

  1. درفش  کاویان        تهران   1340

  2. کاوه       نیما   1343 

  3. آبی  خاکستری  سیاه        تهران    1344

  4. در رهگذر  باد و آبی  خاکستری سیاه       فرمند   1349

  5. دو منظومه          امیر کبیر   1352

  6. از جداییها          تهران     1357

  7. سالهای  صبوری            تهران   1369

  8. ... تا رهایی  مجموعه آثار  نشر نو   1369

 

   

   

در رهگذار باد

بعد از تو در شبان تیره و تار من
دیگر چگونه ماه
آوازهای طرح جاری نورش را
تکرار می کند
بعد از تو من چگونه
این آتش نهفته به جان را
خاموش میکنم ؟
این سینه سوز درد نهان را
بعد از تو من چگونه فراموش میکنم ؟
من با امید مهر تو پیوسته زیستم
بعد از تو ؟
این مباد
که بعد از تو نیستم
بعد از تو آفتاب سیاه است
دیگر مرا به خلوت خاص تو راه نیست
بعد از تو
درآسمان زندگیم مهر و ماه نیست
 بعد از من آسمان آبی است
آبی مثل همیشه
آبی
 

حمید مصدق

نوشته شده در تاریخ شنبه 22 آبان 1389 توسط نسرین پناهی | نظرات ()
محمدرضا شجریان اول مهر ماه 1319 در مشهد متولد شد.

چنانکه خود در خاطراتش از ایام کودکی بیان کرده، 5 ساله بود که در خلوت کودکانه‌اش آواز می‌خواند

Shajarian -6002

15بهمن1326 به کلاس اول می‌رود و یک سال بعد به آموزش تلاوت قرآن‌کریم نزد پدر می‌پردازد. در 9 سالگی تلاوت قرآن را آغاز می‌کند و یک سال بعد این کار را  در میتینگ‌ها و اجتماعات سیاسی ان سال‌ها ادامه می‌دهد.

در سال 1331 برای نخستین بار صدایش از رادیو خراسان پخش می‌شود. سال 1332 وی عنوان شاگرد ممتاز را در بین دانش آموزان مشهدی از آن خود می‌کند و سپس در دبیرستان شاهرضا تحصیلات خود را پی می‌گیرد. همزمان در مسابقات فوتبال دبیرستان‌های مشهد هم حضور می‌یابد و در سال 1334 موفق می‌شود به تیم دانش آموزی استان راه یابد.

شجریان در سال 1336 به دانشسرای مقدماتی در مشهد می‌رود و از همین سال است که برای نخستین بار با یک معلم موسیقی به نام جوان ‌آشنا می‌شود. پی گیری جدی کار آواز سبب می‌شود تا در سال 1338 وی به اجرای آوازهایی بدون ساز  ونیز قرائت قرآن برای رادیو خراسان بپردازد. یک سال بعد شجریان دیپلم دانشسرای عالی را می‌گیرد و به استخدام آموزش و پرورش در می‌آید و همزمان به تدریس در دبستان خواجه نظام‌الملک بخش رادکان می پردازد و نیز با سنتور آشنا می‌شود.

آشنایی با سنتور این اشتیاق را در وی شدت می‌بخشد که  با نت و فراگیری سنتور نزد آقای جلال اخباری و شروع سنتور سازی و تحقیق برای بهتر کردن صدای سنتور تجربه‌های خود درموسیقی را گسترش دهد.

شجریان در همین سال (1340) با دوشیزه فرخنده گل افشان در شهر قوچان ازدواج می‌کند و مرداد ماه جشن عروسی می‌گیرند که حاصل این ازدواج آغاز یک زندگی سی ساله و سه دختر ویک پسر( همایون) است.

در سال 1342 وی  از بخش رادکان به روستای شاه اباد مشهد به عنوان مدیر دبستان منتقل می‌شود و در همین سال فرزند اول وی (راحله) متولد و نیز وی موفق می‌شود که اولین سنتور خود را با چوب توت بسازد.

در سال 1344دختر دوم (افسانه) در مشهد به دنیا می‌آید که بعدها به همسری پرویز مشکاتیان در می‌آید.

Shajarian -600

بعد از چند سال تدریس و مدیری دبستان‌های مشهد آذر ماه 1346 شجریان به تهران منتقل می‌شود و از همان بدو ورود با استاد احمد عبادی (نوازنده و نواساز نامی سه‌تار) آشنا می‌شود وهمزمان به همکاری با رادیو ایران می‌پردازد و در کنار آن به کلاس درس اواز استاد اسماعیل مهرتاش و انجمن خوشنویسان نزد استاد بوذری می‌رود. اشنایی با رضا ورزنده (استاد سنتور) در تابستان همین سال. اجرا و ضبط اولین برنامه در رادیو ایران که با عنوان "برگ سبز شماره ی 216" در شب جمعه 15 اذر ماه پخش شد از دیگر فعالیت‌های شجریان در این سال بود.

کار در رادیو با نام مستعار "سیاوش بیدکانی" تا سال 1350 خورشیدی و بعد در رادیو و تلویزیون با نام خودش از جمله تلاش‌های شجریان در مسیر زندگی هنری‌اش به شمار می‌رفت.

در سال 1347 از آموزش و پرورش به وزارت منابع طبیعی انتقال می یابد و همزمان به کلاس  خوشنویسی استاد حسن میرخانی می‌رود.

دختر سوم وی مژگان در 27 اردیبهشت درتهران متولد می‌شود و در همین سالهاست که وی برنامه‌هایی  با استاد احمد عبادی، لطف الله مجد، اجرا می‌کند.

در سال 1349 همکاری خود با  با برنامه‌های تلویزیون ملی ایران را آغاز می‌کند و همزمان به دریافت خوشنویس ممتاز نایل می‌شود.

در سال 1350 با استاد فرامرز پایور آشنا می‌شود. به مشق سنتور و اموزش ردیف اوازی صبا نزد ایشان می‌پردازد. در همین سال است که وی  افتخار آشنایی با شاعر گرانمایه هوشنگ ابتهاج سایه را پیدا می‌کند و به همکاری با برنامه گلهای تازه رادیو می‌پردازد.

در سال 1351 شجریان ضمن همکاری در برنامه گلها با استاد نور علی خان برومند آشنا می‌شود و به آموزش سبک وشیوه آوازی طاهر زاده نزد وی مشغول می‌شود. آشنایی با استاد دوامی و نیز آموختن ردیف‌های آوازی از دیگر توفیقات شجریان دراین سال بود.

در سال 1352 وی به اتفاق گروهی از هنر مندان چون  محمدرضا لطفی، ناصر فرهنگفر، حسین علیزاده، جلال ذوالفنون، داود گنجه‌ای و  مقدسی و حدادی و دیگران هنرمندان مرکز حفظ و اشاعه موسیقی را به سرپرستی استاد داریوش صفوت بنا می‌گذارند.

در سال 1354 همایون متولد می‌شود و از همان سال اجرای وی برای کشور های خارجی هم آغاز می‌شود.

1355: شرکت در جشنواره توس (نیشابور) با فرامرز پایور، سایه، حسن ناهید، رحمت الله بدیعی، محمد اسماعیلی، عبدالوهاب شهیدی و هوشنگ ظریف. حضور در برنامه جشن هنر حافظیه شیراز با محمدرضا لطفی و فرهنگفر و اجرای برنامه راست پنجگاه.  در همین سال وی به همراه ابتهاج سایه و برخی دیگر از هنرمندان از رادیو کناره گیری می‌کنند.
 
در سال 1356 شرکت دل آواز را تاسیس و نیز در سال 1357 در مسابقات تلاوت قرآن سراسر کشور به مقام نخست می‌رسد.

در سال 1358 با غلامرضا دادبه آشنا می‌شود و سپس آلبوم‌های مختلفی را با گروه پایور و نیز آلبوم‌های دیگری را با گروه شیدا و عارف کار می‌کند.

در فاصله سال‌های دهه شصت شجریان همکاری گسترده‌ای را با پرویز مشکاتیان آغاز می‌کند که حاصل ‌آن آلبوم‌های ماهور، بیداد، نوا، دستان و .. است. در همین سال‌ها وی به اتفاق گروه عارف کنسرت‌هایی را در خارج از ایران اجرا می‌کند.

از سال 68 وی با گروه پیرنیاکان و عندلیبی به اجرا کنسرت در آمریکا و اروپا می‌پردازند. این گروه در سال بعد و به دلیل زلزله رودبار کنسرت‌هایی را در جمع آوری کمک مردم دنیا دراروپا و آمریکا اجرا می‌کنند.

در سال 71  پس از  ازدواج با همسر دوم خانم کتایون خوانساری به اجرای کنسرت‌های مرحله دوم در امریکا با داریوش پیر نیاکان، جمشید عندلیبی و همایون شجریان (اگوست تا نوامبر) می ‌پردازد. انتشار آلبوم یاد ایام، آسمان عشق و نیز دلشدگان حاصل این سال‌ها است.

در سال 1374 وی کنسرت‌هایی در شهرهای اصفهان، شیراز، ساری، کرمان و سنندج را برگزار می‌کند و در همین سال آلبوم چشمه نوش (‌با محمد رضا لطفی) گنبد مینا، جان عشاق، مدتی بعد در خیال را با همکاری مجید درخشانی منتشر می‌کند.
در سال 76 فرزند دیگر شجریان به نام رایان از همسر دوم متولد می شود و یک سال بعد  وی آلبوم شب؛ سکوت، کویر را با آهنگسازی کیهان کلهر منتشر می‌کند.

شجریان در سال 78 جایزه افتخاری یونسکو را دریافت می‌کند (‌جایزه پیکاسو) و کتاب راز مانا نیز از وی درسال 79 منتشر می‌شود.

از یکی دو سال بعد وی به اتقاق کیهان کلهر و حسین علیزاده و همایون شجریان کنسرت‌هایی را در اروپا و آمریکا اجرا می‌کنند که حاصل ان آلبوم‌های نوا، داد و بیداد، زمستان است.

شجریان به اتقاق علیزاده و کلهر و فرزندش در زمستان سال 1383 به مناسبت زلزله بم کنسرتی را درتهران برپا می‌کنند و همزمان اعلام می‌کنند که قصد دارند مجتمعی را به نام باغ هنر بم بسازند که دی وی دی همنوا بابم حاصل چنین اندیشه‌ای است.

شجریان پس از آن در سال 84 نیز کنسرتی دیگر با علیزاده و کلهر و همایون درتالار کشور برگزار می‌کند. وی هم اینک با گروه آوا کنسرت‌هایی را در داخل و خارج از ایران اجرا می‌کند.



نوشته شده در تاریخ جمعه 21 آبان 1389 توسط نسرین پناهی | نظرات ()

ماهی
من فکر می کنم
هرگز نبوده قلب من
این گونه
گرم و سرخ:


 

احساس می کنم
در بدترین دقایق این شام مرگزای
چندین هزار چشمه خورشید
در دلم
می جوشد از یقین؛
احساس می کنم
در هر کنار و گوشه این شوره زار یاس
چندین هزار جنگل شاداب
ناگهان
می روید از زمین.
***
آه ای یقین گمشده، ای ماهی گریز
در برکه های اینه لغزیده تو به تو!
من آبگیر صافیم، اینک! به سحر عشق؛
از برکه های اینه راهی به من بجو!
***
من فکر می کنم
هرگز نبوده
دست من
این سان بزرگ و شاد:
احساس می کنم
در چشم من
به آبشر اشک سرخگون
خورشید بی غروب سرودی کشد نفس؛


 

احساس می کنم
در هر رگم
به تپش قلب من
کنون
بیدار باش قافله ئی می زند جرس.
***
آمد شبی برهنه ام از در
چو روح آب
در سینه اش دو ماهی و در دستش اینه
گیسوی خیس او خزه بو، چون خزه به هم.


 

من بانگ بر گشیدم از آستان یاس:
(( - آه ای یقین یافته، بازت نمی نهم! ))


 



نوشته شده در تاریخ جمعه 21 آبان 1389 توسط نسرین پناهی | نظرات ()

  روز معلم مبارك باد

ای معلم بوی باران میدهی                   در خزان درس بهاران می دهی

هر که دیو جهل جانش را فسرد            ای مسیحا دم تواش جان می دهی

 

    روز معلم را به همه دلسوزان  عرصه ی تعلیم وتربیت تبریک میگم



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 12 اردیبهشت 1389 توسط داریوش سرگزی | نظرات ()
اره عشق با ایمان هر دو در كنار هم و مكمل همدیگه، چه اتحاد زیبا و نا گسستنی و محكمیه و فكر میكنم تنها چیزی كه بتونه تو این دنیا ادما رو از بیهوده زندگی كردن و دنبال سراب بودن نجات بده همین عشق با ایمانه.

وقتی عشقت با ایمان بود میفهمی چی میگم و اونقدر عمیق و عظیم وبزرگ میشه كه تمام هستی خودت رو در راهش فدا می كنی.........

به دریا رفته میداند مصیبت های طوفان را

چون هر دوی اینا بدون همدیگه ناقص و معیوبن و نه تنها نجات بخش نیست كه گمراه كننده هم هست هم عشق بدون ایمان، هم ایمان بدون عشق

و چقدر زیبا شریعتی توصیف میكنه:

"ایمان بی عشق اسارت در دیگران است و عشق بی ایمان اسارت در خود.ایمان بی عشق تعصبی كور است و عشق بی ایمان كوری متعصب.عشق بی ایمان های و هویی است برای هیچ و عطشی بسوی سراب و شتاب دیوانه واری است به سوی فریب و دروغی است كه ان را نمیشناسی مگر به ان برسی و چون به ان رسیدی همچون سایه ای موهوم محو میگردد و جز خاكستر یاس و بیزاری و نفرت بر جا نمی ماند .عشق بی ایمان تا هنگامی هست كه معشوق نیست و چون هست شد نیست میگردد.این عشق با وصال پایان میگرد و ان عشق با وصال اغاز.

ایمان بی عشق همچون محفو ظاتی است كه در انبار حافظه محبوس است و علمی جامد و مرده است و با روح در نمی امیزد واین است كه عالمی پدید می اورد جاهل و میبینیم كه چه بسیارند و چه زشت،و ایمان بی عشق نیز زندانی است و پر از زنجیر و غل و بند كه روح را می میراند و دل را ویرانه میسازد و زندگی كلمه ای بی معنی میگردد و انسان لفظی مهمل و اثارش عبارت است ازریش و تسبیح و مهر نماز و انگشتر عقیق و طهارت دقیق.......

وعشق بی ایمان اثارش عبارت است از زیر ابرو برداشتن و قر و غمزه و استعمال كردن و رنگ های مختلفه به خود مالیدن و پشت چشم نازك كردن و اخم های كه در مواقع خاص حواله میگردد و غیره كه همه متوجه اسافل اعضا است و بس كه قلمرو این عشق از این مرز نمیگذرد .

واما ایمان پس از عشق!چه بگویم؟

همین ایمان بی عشق كه موهوماتی زشت و بی روح و منجمد است و همین عشق بی ایمان كه جوش و خروش و شر و شورهایی فصلی از زندگی است كه با پیری یا ازدواج یا كم غذایی یا قرض یا پست اداری یا یك نامزد پولدار دیگری كه پدری دارد حاجی و پا به مرگ منتفی میشود و چه میگویم ؟حتی در اوج طغیانش اگر توی خیابان زهرابت گرفت و ناراحتت كرد ان را فراموش میكنی"

 

 

خدایا بمن عشق با ایمان عطا كن.

 



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 8 بهمن 1388 توسط یلدا مهدوی | نظرات ()
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی آنقدر مشتاقم از
خاک گلویم سوتکی سازد گلویم سوتکی باشد بدست کودکی گستاخ و بازیگوش واو
یکریز وپی در پی دم گرم خویش رادر گلویم سخت بفشارد وخواب خفتگان خفته را
آشفته سازد بدین سان شاید بشکند دائم سکوت مرگبارم را


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 7 بهمن 1388 توسط یلدا مهدوی | نظرات ()
 

وقتی کلامی  راجاری کردی ارتعاشی می سازی !

و ارتعاش تو موجی می سازد در دل مخاطب

گاهی  این موج می تواند کسی را به زیر برد و...  گاه به اوج...!

اولین کسی  که به همراه این موج به بالا یا به پایین میرود خود تو هستی. 

مگذار موج کلامت تو را به نزول سوق دهد!

اگر نمی دانی نگوJustify Full

اگر می دانی به بهترین شیوه بگو

 باید همواره زیبا ترین هایت را بر زبان آوری ! حتی به هنگامه ی خشم

آنچه را که کلام تو جاری میسازد ،همه ی آن چیزی است که تو در آن لحظه هستی

بگذار تا فقط خوبی هایت جاری شود...

از انعکاس تیرگی ها بر آینه ی دل مخاطبت واهمه داشته باش

چرا که این  تیرگی ها گسترش می یابد

 پس تو به نوبه ی خودت مگذار که جهان تیره و تار شود....

همیشه زیباترین هایت را جاری کن !!



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 7 بهمن 1388 توسط داریوش سرگزی | نظرات ()
 

  • نام نشریه: نظام دامپزشكی
    تلفن: 6433226
    مدیر مسوول: دكتر مسعود هاشم زاده

  • نام نشریه: دام و كشت و صنعت
    تلفن: 8833993
    مدیر مسوول: ابوالقاسم گلباف

  • نام نشریه: برزگر
    تلفن: 930552,,6925946
    مدیر مسوول: عبدالرضا میربلوك

  • نام نشریه: دامپزشك
    تلفن: 6435933,,6439887
    مدیر مسوول: دكتر سید جاوید آل داوود

  • نام نشریه: كشاورز
    تلفن: 2052293,,2053424
    مدیر مسوول: دكتر فریدون گل افرا



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 8 آذر 1388 توسط یلدا مهدوی | نظرات ()

در این زمانه

در این زمانه هیچ‌كس خودش نیست                                                                 

كسی برای یك نفس خودش نیست

مجسمه

در این زمانه هیچ‌كس خودش نیست

همین دمی كه رفت و بازدم شد

نفس ـ نفس، نفس ـ نفس خودش نیست

همین هوا كه عین عشق پاك است

گره كه خود با هوس خودش نیست

خدای ما اگر كه در خود ماست

كسی كه بی‌خداست، پس خودش نیست

دلی كه گرد خویش می‌تند تار،

اگرچه قدر یك مگس، خودش نیست

مگس، به هركجا، به‌جز مگس نیست

ولی عقاب در قفس، خودش نیست

تو ای من، ای عقاب ِ بسته‌بالم

اگرچه بر تو راه ِ پیش و پس نیست

تو دست‌كم كمی شبیه خود باش

در این جهان كه هیچ‌كس خودش نیست

تمام درد ِ ما همین خود ِ ماست

تمام شد همین و بس...

 

 



نوشته شده در تاریخ شنبه 30 آبان 1388 توسط نسرین پناهی | نظرات ()